وبگو | آموزش منوی کشویی با ul li و css


عضو شوید



:: فراموشی رمز عبور؟

تاریخ : جمعه 25 بهمن 1398
بازدید : 1153
نویسنده : محمدعلی میرزایی

 

اشعار امام حسین (ع) (مدح - میلاد)

امشب به جام ، نور فلک ساغری کند * امشب ملک به خنده ثناگستری کند

امشب امین ِ وحی پیام آوری کند * امشب ز خلقِ خویش خدا دلبری کند
امشب سپهر گِرد زمین اختری کند * امشب مدینه بر همه روشنگری کند

امشب وجود ، گرم نیاز است با حسین

امشب ز کائنات رسد بانگ یا حسین


امشب به جام ، نور فلک ساغری کند * امشب ملک به خنده ثناگستری کند

امشب امین ِ وحی پیام آوری کند * امشب ز خلقِ خویش خدا دلبری کند

امشب سپهر گِرد زمین اختری کند * امشب مدینه بر همه روشنگری کند

امشب وجود ، گرم نیاز است با حسین

امشب ز کائنات رسد بانگ یا حسین

 

امشب کنند اهل زمین بر سپهر ناز * امشب بود به خاک ، فلک را رخ نیاز

امشب ملک به خانۀ زهرا بَرَد نماز * امشب ز عرش می شنوم نغمۀ حجاز

امشب برید در حرم اهل بیت راز * امشب به روی خلق ، درِ عفو گشته باز

امشب رسول ، سورۀ فجر باز خواند

امشب علی به شور حسینی نماز خواند

 

سر زد مهی که مهر ، اسیر نظاره اش * روح حیات موج زند در اشاره اش

پیشانی سپهرِ بلند از ستاره اش * گل می کند به دامن دلها شراره اش

ای جان فدای فاطمه و ماه پاره اش * چشم فرشتگان همه بر گاهواره اش

در بیت وحی نور خدا جلوه گر شده

رخسار سیدالشهدا جلوه گر شده

 

امشب ز اشک شوق بیفشان گلاب عشق * امشب بشوی لوح معاصی به آب عشق

امشب ببر پناه به دارالثّواب عشق * تابیده از زمین به سما آفتاب عشق

بر عالم از مدینه گشودند باب عشق * نازل شده برای محمد (ص) کتاب عشق

ای آسمان ببال که آمد شب حسین

بخشیده شد وجود به خال لب حسین

 

این کیست ماه پارۀ مام محبت است * این ساقی همارۀ جام محبت است

این شور آفرین نظام محبت است * این در دیار عشق امام محبت است

این رهبر بزرگ قیام محبت است * این کوثر همیشه به کام محبت است

این نفس مطمئنۀ قرآن فاطمه است

ریحانۀ رسول خدا جان فاطمه است

 

صورت نه بلکه سورۀ آیات محکمی * گیسو نه بلکه سلسلۀ قلب عالمی

بارد به خلق ، ابرِکرامات او همی * گیرند جان ، هزار مسیحش به هر دمی

هر قطره اشک در غم او بحر ماتمی * هر ماه نو که سر زند ، آرَد محرمی

در صفحۀ نخستِ کتابِ ولادتش

گردیده ثبت قصّۀ روز شهادتش

 

این است آن ذبیح که خون آبروی اوست * گلبوسۀ رسول خدا بر گلوی اوست

گودال قتلگه ، حرم آرزوی اوست * سجّاده خاک و خون سراب وضوی اوست

مهر نماز عشق همه خاک کوی اوست * عالم چو روز حشر پر از های و هوی اوست

از مهد ناز تا دل گودال قتلگاه

یک لحظه بر نداشت ز عشّاق خود نگاه

 

این خونِ حق، روانِ نبی، جانِ حیدر است * این باغ گل به دامن زهرای اطهر است

این آفتاب در افق خون شناور است * اجر زیارتش به نود حج برابر است

مدحش در این حدیث درخشان چو گوهر است * پیغمبر از حسین و حسین از پیمبر است

از بس شب ولادت خود شور آفرید

در بیت وحی صحنۀ عاشور آفرید

 

سر تا به پاست آینۀ داور این پسر * دل می برد ز امت پیغمبر این پسر

از اشک خون خویش زند ساغر این پسر * مانند مادر است پدر پرور این پسر

یک کربلاست در بغل حیدر این پسر * اعلام کرده در رحم مادر این پسر

مادر ، منم که با تنِ مجروح و بی سرم

تا روز حشر بار غم خلق می برم

 

مادر ، منم حسین که صبح ولادتم * یادآورد ز قصّۀ ظهر شهادتم

احسان و لطف و رحمت و عفو است عادتم * شمشیرها به سینه گواهِ سعادتم

گودالِ قتلگاه ، مقام عبادتم * تا صبح روز حشر درخشد سیادتم

من آب زندگانی دین پیمبرم

مصداقِ اَن یَراکَ قتیلاست پیکرم

 

ای هست و بود عالم هستی فدای تو * ای خونبهای خون تو تنها خدای تو

ای آیت خدا ، سرِ از تن جدای تو * آید هنوز از سرِ نیزه صدای تو

خیزد هماره سورۀ کهف از ندای تو * بازوی ظلم ، قطع ز تبّت یَدای تو

توحید تا بوَد ، همه مرهون خون توست

اسلام سرخ رو ز رخ لاله گون توست

  http://eslamdl.loxblog.com

تو تا ابد به گم شدگان رهبری حسین * تو بی سری و بر همه عالم سَری حسین

تو بر سپهر خون و شرف محوری حسین * تو مشعل و سفینۀ پیغمبری حسین

تو مصطفی و فاطمه و حیدری حسین * تو دستگیر ما همه در محشری حسین

(میثم) که شعر او شررِ جانِ عالم است

شعبان هم از غمِ تو به چشمش مُحرّم است
غلامرضا سازگار (میثم)


مطالب مرتبط با این پست :

می توانید دیدگاه خود را بنویسید


با نظرات خود، ما را در پیشرفت وبلاگ یاری کنید

RSS

Powered By
loxblog.Com
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران